اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
222
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
شناخته و آنها را در كتابها ديده و از گويندگان شنيدهاند و بر آنچه بر دروازه هاى شهرها و بتخانه هاى آنها نوشته و روى سنگها كنده شده است مطلع شدهاند ، چنين اظهار كردهاند كه اول پادشاه چين » صاين « بن باعور بن يرج بن عامور بن يافث بن نوح بن لمك بود كه بتقليد نوح كشتى ساخت و با جمعى از فرزندان و كسان خود در آن نشست و درياها را بريد تا به جايى رسيد كه آن را پسنديد و آنجا ماند ، و بنام او آنجا » صين « ناميده شد ، فرزندان او زياد شدند و ذريه او فراوان گشتند ، كيش فرزندانش همان كيش قومش بود ، او سيصد سال پادشاهى كرد . پادشاه ديگر » عرون « است كه كاخ برافراشت و دست به صنعت برد ، هيكلهاى زرنگار ساخت و صورت پدرش را در تمثال زرنگارى [ 1 ] در صدر هيكل قرار داد و هر گاه به هيكل ( معبد ) ميرفت در مقابل صورت پدرش تعظيم كرده به خاك مىافتاد . صاين را اسمى بود كه معنى آن » پسر آسمان « است ، و از آن زمان در كشور چين بتپرستى معمول گرديد ، پادشاهى » عرون « صد و چهل سال بود . پادشاه ديگر » عير « است كه همه كشور چين را گشت و شهرهاى بزرگ ساخت و قبه ها از چوب و مس زرنگار برافراشت آنگاه صورت پدرش را از طلاى گوهرنشان و ارزيز و مس منبت ساخت و همه اهل كشورش آن را در شهرهاى خود داشتند و مىگفتند رعيت را شايسته است كه صورت پادشاهى را كه از آسمان پادشاهى يافته و در آن عدالت كرده است بسازد . پادشاهى » عير « صد و سى سال ادامه داشت . ديگر از پادشاهان چين » عينان « بود كه مردم كشور خود را در عذاب و شكنجه داشت و آنها را بجزيره هاى دريا تبعيد كرد ، مردم از آن جزيره ها به جاهاى ميوه دار ميرفتند تا ميوه خورند و در آنجاها به ددان برميخوردند تا آنكه پس از
--> [ 1 ] مسعودى مىنويسد : جسد پدرش را در تمثالى از طلاى سرخ قرار داد و او را بر تختى از طلاى سرخ گوهرنشان نشانيد ( مروج الذهب ج 1 ص 133 ) .